به گزارش سایت رسمی فوتبال برتر ؛ جدایی انزو مارسکا از چلسی صرفاً یک تغییر روی نیمکت نیست؛ این اتفاق بیش از هر چیز شبیه زلزلهای است که بنیان پروژه فعلی باشگاه را لرزانده و پرسشهای عمیقی درباره مسیر آینده آبیهای لندن ایجاد کرده است. شوکی که نهتنها هواداران، بلکه تمام ساختار مدیریتی و فنی چلسی را درگیر خود کرده و پذیرش آن همچنان دشوار به نظر میرسد.
شوکی فراتر از یک اخراج معمولی
قطع همکاری چلسی و مارسکا واکنشهایی از جنس ناباوری به همراه داشت؛ واکنشی که حتی با گذشت زمان نیز فروکش نکرد. با وجود انتشار شایعاتی درباره اختلاف نظر میان سرمربی و مالکان در هفتههای اخیر، تحقق چنین سناریویی برای بسیاری غیرقابل تصور بود. با این حال، تصمیم نهایی گرفته شد و اخراج مارسکا بهصورت رسمی اعلام شد؛ تصمیمی که ابعاد آن فراتر از یک انتخاب مقطعی است.
دسامبر ضعیف؛ نقطه آغاز سقوط؟
بدون تردید چلسی در ماه دسامبر عملکرد قابل دفاعی نداشت. این تیم در ۲۵ نوامبر و پس از پیروزی ۳ بر صفر برابر بارسلونا، در رتبه دوم لیگ برتر قرار داشت و یکی از مدعیان جدی قهرمانی محسوب میشد. اما پس از آن، روندی نزولی آغاز شد؛ تنها دو پیروزی در هفت مسابقه، که یکی از آنها مقابل کاردیفِ لیگ یکی در جام حذفی به دست آمد. افتی که هم در آمار و هم در روحیه تیم مشهود بود.
کارنامه ۱۸ ماهه؛ تصویری کاملاً متفاوت
با این حال، قضاوت درباره مارسکا صرفاً بر اساس یک ماه پرنوسان، نادیده گرفتن تصویر بزرگتر است. چلسی پیش از او رتبههای دوازدهم و ششم لیگ را تجربه کرده بود اما تحت هدایت مارسکا به جایگاه چهارم رسید و سهمیه لیگ قهرمانان اروپا را به دست آورد. قهرمانی در لیگ کنفرانس اروپا و جام جهانی باشگاهها، نخستین افتخارات چلسی در دوران پساآبراموویچ، دستاوردهایی بودند که وزن پروژه او را بهوضوح نشان میدادند.
پروژه جوانمحور؛ موفقیتی فراتر از انتظار
اهمیت این موفقیتها زمانی بیشتر میشود که فلسفه باشگاه را در نظر بگیریم؛ چلسیای که بر بازیکنان جوان تکیه دارد، از پرداخت دستمزدهای نجومی پرهیز میکند و مسیر متفاوتی نسبت به غولهای سنتی اروپا برگزیده است. در چنین بستری، دستیابی به ثبات نسبی و جامهای بینالمللی اتفاقی ساده و کماهمیت نیست.
فراتر از نتایج؛ ریشههای پنهان جدایی
گزارشهای داخلی نشان میدهند که نتایج ضعیف تنها عامل این تصمیم نبودهاند. روابط مارسکا و مالکان بهتدریج تیره شد و اظهارنظر جنجالی او در اواسط دسامبر ــ «۴۸ ساعت گذشته بدترین دوران حضورم در باشگاه بود چون حمایت نشدیم» ــ بهعنوان کنایهای به مدیریت تعبیر شد، هرچند خود او هیچگاه توضیح شفافی ارائه نکرد.
مدیریت چندپاره؛ قلب بحران چلسی
ساختار مالکیتی چلسی نیز در این بحران نقش کلیدی دارد. تاد بولی و بهداد اقبالی مالکان مشترک باشگاه هستند و گزارشها از اختلافات عمیق میان آنها حکایت دارد. اقبالی که نفوذ بیشتری در تصمیمگیریها دارد، از ابتدا با انتخاب مارسکا ــ گزینه مورد حمایت بولی ــ موافق نبود. این شکاف مدیریتی، تصمیمات فنی باشگاه را بیش از پیش آسیبپذیر کرده است.
روایت جایگزین؛ آیا مارسکا بیش از حد میخواست؟
برخی خبرنگاران نزدیک به باشگاه مدعیاند مارسکا خواهان نقش پررنگتر در نقلوانتقالات بوده؛ درخواستی که با فلسفه مدیریتی چلسی همخوانی نداشت. حتی تغییر مدیربرنامه او و ارتباط با خورخه مندس نیز بهعنوان عامل تشدید تنشها مطرح شده اما تاکنون هیچ منبع مستقل و معتبری این ادعاها را تأیید نکرده است.
منچسترسیتی در کمین؛ بدترین زمان ممکن
اخراج مارسکا تنها سه روز پیش از دیدار حساس برابر منچسترسیتی رخ داد؛ زمانی که تیم بیش از هر چیز به آرامش نیاز داشت. حالا این مسابقه بیش از آنکه یک چالش بزرگ باشد، شبیه هدیهای ناخواسته برای سیتی است، چرا که عبور ذهنی بازیکنان از این شوک در چنین بازه کوتاهی دشوار به نظر میرسد.
پایان یک مربی یا پایان یک پروژه؟
در نهایت، چلسی مربیای را از دست داد که توانست این تیم را به سطحی برساند که بارسلونا را در لیگ قهرمانان شکست دهد و امید قهرمانی لیگ را زنده کند. اکنون آینده باشگاه در هالهای از ابهام قرار دارد و این احساس تقویت شده که مدیران متعارض چلسی با کماهمیت جلوه دادن سرمایههای فنی خود، عملاً به پروژهای شلیک کردهاند که هنوز زنده بود؛ تصمیمی که شاید نهفقط پایان کار مارسکا، بلکه پایان مسیر فعلی چلسی باشد.