به گزارش سایت رسمی فوتبال برتر ؛ در حالی که جنجال کارت قرمز فولارین بالوگان، مهاجم تیم ملی آمریکا، به یکی از جنجالیترین پروندههای جام جهانی ۲۰۲۲ تبدیل شده، جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، بدون توجه به موج انتقادها و درخواستهای استعفا، بیسروصدا خود را برای حضور در انتخابات پیشروی این نهاد آماده میکند.
ماجرایی که از تماس تلفنی دونالد ترامپ با اینفانتینو آغاز شد و با تعلیق محرومیت بالوگان پایان یافت، اکنون به بزرگترین بحران مدیریتی فیفا در سالهای اخیر تبدیل شده است. اما پرسش اصلی این است: آیا این بحرانها میتوانند مانعی بر سر راه اینفانتینو برای رسیدن به چهارمین دوره ریاست ایجاد کنند؟
دخالت ترامپ و تعلیق محرومیت بالوگان
ماجرا از جایی آغاز شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، شخصاً با جیانی اینفانتینو تماس گرفت و خواستار بررسی دوباره کارت قرمز فولارین بالوگان شد. چند ساعت بعد، کمیته انضباطی فیفا با استناد به ماده ۲۷ آییننامه انضباطی، اجرای محرومیت این بازیکن را به تعویق انداخت و به او اجازه داد در دیدار مقابل بلژیک در مرحله یکهشتم نهایی جام جهانی حضور یابد. این تصمیم، موجی از انتقادها را به دنبال داشت و بسیاری آن را بزرگترین دخالت سیاسی در تاریخ جام جهانی توصیف کردند.

واکنش تند اروپا؛ از یوفا تا کلوپ
اتحادیه فوتبال اروپا (یوفا) این تصمیم را عبور از «خط قرمز» و تهدیدی برای سلامت رقابتها دانست. یورگن کلوپ، سرمربی مشهور آلمانی، نیز اعلام کرد این اتفاق همه چیز را زیر سؤال میبرد. سپ بلاتر، رئیس پیشین فیفا، با انتشار جملهای کوتاه نوشت: «فیفا به کجا میرود؟» رسانههای بینالمللی نیز این رویه را خطری برای اصل برابری میان تیمها و استقلال نهادی فیفا ارزیابی کردند.
اینفانتینو و بحرانهای تکراری؛ از افزایش تیمها تا جایزه صلح ترامپ
این نخستین بار نیست که نام اینفانتینو در مرکز یک بحران جهانی قرار میگیرد. از افزایش تعداد تیمهای جام جهانی به ۴۸ تیم گرفته تا راهاندازی نسخه جدید جام جهانی باشگاهها و اهدای جایزه «صلح فیفا» به دونالد ترامپ، همگی از جمله تصمیمهای جنجالی او بودهاند. با این حال، هیچکدام از این بحرانها تاکنون نتوانسته جایگاه او را تهدید کند و اکنون او با قدرت تمام خود را برای چهارمین دوره ریاست فیفا آماده میکند.
برخی رسانههای اروپایی نیز مدعی شدهاند اینفانتینو در بسیاری از موارد مسیرهای سنتی تصمیمگیری را کنار گذاشته و برخی پروندهها پیش از رسیدن به نهادهای اجرایی، با تصمیم شخصی او تعیین تکلیف میشوند. با این حال، هیچکدام از این بحرانها تاکنون موقعیت او را تهدید نکردهاند.

چرا انتقادها اینفانتینو را کنار نمیزند؟
دلیل این موضوع الزاماً به قدرت استدلالهای او مربوط نمیشود، بلکه به ساختار انتخاباتی فیفا بازمیگردد. انتخابات فیفا با تعداد مقالات انتقادی رسانهها یا موضع اتحادیههای بزرگ تعیین نمیشود؛ بلکه ۲۱۱ فدراسیون عضو این نهاد در آن رأی میدهند و هر فدراسیون، بدون توجه به اندازه یا سابقه فوتبالی، یک رأی دارد.
این ساختار در سالهای اخیر شکل قدرت در فیفا را تغییر داده است.
اروپا فقط ۵۵ رأی دارد. اینفانتینو به خوبی میداند که اروپا، با وجود قدرت اقتصادی و فوتبالی بالا، تنها ۵۵ رأی در انتخابات فیفا دارد.
در مقابل:
* آفریقا ۵۴ رأی دارد.
* آسیا ۴۷ رأی دارد.
* آمریکای شمالی، مرکزی و کارائیب ۴۱ رأی دارد.
* اقیانوسیه ۱۱ رأی دارد.
* آمریکای جنوبی نیز سهم خود را دارد.
به همین دلیل، پروژه سیاسی اینفانتینو بر گسترش حمایتها خارج از اروپا بنا شده است.
افزایش تعداد تیمهای حاضر در جام جهانی فقط یک تصمیم ورزشی نبود، بلکه باعث شد دهها فدراسیون کوچک که صعود به جام جهانی را رؤیا میدانستند، شانس بیشتری پیدا کنند.
همچنین برنامههای حمایتی مالی فیفا باعث شده بسیاری از فدراسیونهای کوچک، اینفانتینو را مدیری بدانند که فرصت حضور در صحنه جهانی را برای آنها فراهم کرده است.
به همین دلیل، انتقادهای اروپا هرچقدر هم شدید باشد، تأثیر انتخاباتی محدودی دارد. اروپا بیشترین قدرت رسانهای را دارد، اما اکثریت آرا را در مجمع عمومی فیفا در اختیار ندارد. حتی زمانی که علیه اینفانتینو موضع میگیرد، به ندرت میتواند یک نامزد جایگزین را برای رقابت با او متحد کند.

نبود رقیب جدی برای ریاست فیفا
بسیاری از ناظران معتقدند مشکل اصلی مخالفان اینفانتینو، شدت انتقادها نیست، بلکه نبود یک گزینه جایگزین است. تا امروز هیچ چهرهای به صورت رسمی آمادگی خود را برای رقابت با رئیس فعلی فیفا اعلام نکرده است.
نام ویکتور مونتالیانی رئیس کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی، مرکزی و کارائیب (کونکاکاف)، به عنوان یکی از گزینههای احتمالی آینده مطرح شده، اما هنوز نشانهای از ورود او به رقابت انتخاباتی وجود ندارد.
به همین دلیل اینفانتینو با وجود تمام جنجالها همچنان در موقعیت مناسبی قرار دارد. او نه با یک رقیب مشخص، بلکه با موجهایی از انتقاد مواجه است که معمولاً با گذشت زمان کاهش پیدا میکنند؛ در حالی که شبکه حمایتی انتخاباتی او همچنان پابرجاست.
آیا فیفا دچار استاندارد دوگانه است؟
شاید بزرگترین تناقض بحران اخیر این باشد که فیفا همواره شعار مقابله با دخالت سیاست در فوتبال را سر داده است.
این نهاد پیش از این، فدراسیونهایی مانند پاکستان، کنگو، کنیا، زیمبابوه و گابن را به دلیل دخالت دولتها در امور فوتبال تعلیق کرده بود.
اما زمانی که پای تماس رئیسجمهور آمریکا به میان آمد، همان موضع قبلی دیده نشد و مخالفان اینفانتینو فرصت پیدا کردند او را به داشتن استاندارد دوگانه متهم کنند.
با وجود دفاع فیفا از تصمیم خود با استناد به ماده ۲۷ آییننامه انضباطی، بسیاری معتقدند مشکل اصلی وجود چنین قانونی نیست؛ بلکه شرایط استفاده از آن است، زیرا این اتفاق برای نخستین بار در جام جهانی و پس از دخالت علنی رئیس کشور میزبان رخ داده است. خشم عمومی برای برکناری اینفانتینو کافی نیست

شاید مهمترین بخش میراث اینفانتینو همین باشد؛ اینکه بحرانها دیگر فقط به یک کارت قرمز یا یک بازیکن مربوط نیستند، بلکه به تصویر کلی فیفا و توانایی این نهاد برای اثبات استقلال تصمیماتش مربوط میشوند.
با این حال، شرایط فعلی نشان میدهد این بحران نیز مانند بحرانهای قبلی احتمالاً مانع رسیدن اینفانتینو به دوره چهارم ریاستش نخواهد شد.
زیرا انتخابات فیفا با تعداد اخبار منفی یا بیانیههای اعتراضی تعیین نمیشود، بلکه تعداد آرایی که رئیس میتواند در روز انتخابات جمع کند، سرنوشت را مشخص میکند.
تا این لحظه، مخالفان اینفانتینو نه آرای کافی دارند و نه نامزدی که بتواند جبهه مخالفان را متحد کند. بنابراین، پرونده بالوگان ممکن است به عنوان یکی از شرمآورترین بحرانهای دوران ریاست جیانی اینفانتینو در تاریخ ثبت شود، اما شاید همزمان نشان دهد که رئیس فیفا از بسیاری از رسواییها قدرتمندتر شده است.
در ساختار فیفا، خشم عمومی به تنهایی برای کنار زدن رئیس کافی نیست؛ بلکه یک ائتلاف انتخاباتی قدرتمند و یک رقیب جدی لازم است؛ چیزی که تا امروز هنوز وجود ندارد.