به گزارش سایت رسمی فوتبال برتر ؛ و به نقل از «فارس»؛ پرسپولیس در فصل جاری زیر نظر مهدی تارتار روندی امیدوارکننده را در جدول ردهبندی طی کرده و توانسته امتیازات باارزشی به دست آورد. با این حال، تحلیلهای آماری و فنی از عملکرد سرخپوشان نشان میدهد که پیروزیهای بهدستآمده نباید چشم کادر فنی را بر روی کاستیهای ساختاری ببندد. نمایش متناقض پرسپولیس در دو نیمه، رفتهرفته توجه کارشناسان را به خود جلب کرده و در حال تبدیل شدن به یک معضل تاکتیکی جدی است.
طوفان زودرس و آغاز پرفشار بازی
پرسپولیس در بیشتر دیدارهای این فصل کار خود را تهاجمی، پرشور و با رویکرد پرس همهجانبه از زمین حریف استارت میزند. این نمایش برقآسا در دقایق نخست به شاگردان تارتار این امکان را میدهد که ابتکار عمل را به دست بگیرند، خط دفاعی حریفان را آشفته کنند، فرصتهای متعدد خلق کنند و خیلی زود به گل برسند. با این وجود، مشکل اصلی درست پس از گذر از این دقایق هیجانانگیز آغاز میشود؛ جایی که از همان ریتم کوبنده در نیمه دوم هیچ نشانهای باقی نمیماند و توان لازم برای حفظ تسلط بر میدان از بین میرود.

معمای آمادگی جسمانی و افت بدنی
یکی از جدیترین فرضیهها درباره نزول کیفی تیم، عدم توزیع درست انرژی در طول مسابقه و کیفیت آمادگی جسمانی بازیکنان است. تحلیل قطعی این ضعف نیازمند بازبینی دادههای سامانه جیپیاس، سنجش میزان دوندگی بازیکنان، شمار استارتهای سرعتی و همچنین رصد فرآیند ریکاوری و متدهای بدنسازی کادر فنی است. با تمام این تفاسیر، تکرار مداوم این افت فاحش در نیمه مربیان نشان میدهد که موضوع دیگر یک اتفاق تصادفی نیست و به بازنگری اساسی در برنامهریزیهای فیزیکی تیم نیاز دارد.
خروج از تعادل و افزایش فاصله میان خطوط
فوتبال حرفهای تنها به حملات انتحاری و پرس سنگین در نیمه اول خلاصه نمیشود؛ تیم قهرمان باید بتواند در طول ۹۰ دقیقه نبض بازی را کنترل کند. هدر رفتن بیش از اندازه انرژی در نیمه نخست باعث میشود فاصله میان خطوط پرسپولیس در نیمه دوم دهان باز کند، سازماندهی تیمی از بین برود و فضاها به سادگی به حریف واگذار شود. در چنین بستری، رقبایی که در ۴۵ دقیقه ابتدایی تسلیم به نظر میرسیدند، مجالی طلایی مییابند تا با تعویض ریتم مسابقه، سرخپوشان را تحت فشار قرار دهند.

شناسایی پاشنه آشیل توسط رقبا
بزرگترین خطری که در کمین کادر فنی پرسپولیس نشسته، تثبیت این نقطه ضعف به عنوان یک فرمول قابل پیشبینی برای رقبای لیگ برتری است. آنالیزورهای تیمهای مقابل به وضوح دریافتهاند که ایستادگی در برابر طوفان اولیه پرسپولیس و سپس انتقال فشار با بازیکنان تازهنفس در نیمه دوم، کارسازترین راهبرد برای شکست دادن این تیم است. اگر این نقطه کور به سرعت ترمیم نشود، رقبا از این الگوی تکراری نهایت بهره را خواهند برد.
ضرورت اصلاح استراتژی و مدیریت تعویضها
کسب نتایج مناسب نباید پردهای روی اشکالات فنی بگذارد، چرا که بقا در کورس قهرمانی وابسته به رفع ضعفهای مزمن است. مهدی تارتار و دستیارانش باید علاوه بر تقویت توان فیزیکی، استراتژی تغییر ریتم و مدیریت فشار را بازطراحی کنند. تیمها همیشه توان حفظ پرس همهجانبه را ندارند و گاهی لازم است با زمانبندی دقیق تعویضها و رویکردهای کنترلشده، انرژی تیم ذخیره و در مقاطع تعیینکننده پایانی مسابقه آزاد شود.